لينکستان سايتهاي ايراني

 

مقالات لينکستان
فرهنگ و هنر  
 


بازگشت به ليست مقالات

آبراهام لينكلن

كامبيز توانا

شانزدهمين رئيس جمهور ايالات متحده آمريكا و رئيس جمهور دوران جنگ داخلى آمريكا در چنين روزى در سال ۱۸۰۹ در يك كلبه روستايى كوچك و محقر در هاردين كانتى، كنتاكى به دنيا آمد. پدرش به همراه پدربزرگ او از ويرجينيا راهى كنتاكى شده بود تا مگر اوضاع ويژه بهترى را براى خود رقم زند. پدرش به عنوان نجار و كشاورز درآمد خوبى به دست آورد و سه سال بعد از حضور در كنتاكى با «نانسى هنكز» ازدواج كرد كه او را باهوش، مذهبى و مهربان مى ناميد در حالى كه مانند خود او بى سواد بود.آبراهام دومين فرزند آنها بود كه قدم زنان به مدرسه مى رفت و در آن جا خواندن، نوشتن و علم رياضى را فرا گرفت. پنج سال بعد پدرش زمين خود را فروخت و راهى اينديانا در مجاور رودخانه اوهايو شد. زندگى آنها خيلى سخت مى گذشت اما هر طور بود سال اول را سپرى كردند و مادرش بر اثر حادثه اى زمين گير شد. زمستان بعد پدرش به كنتاكى بازگشت و با همسر دوم خود كه سه فرزند نيز داشت به خانه بازگشت.آبراهام با فرزندان او مهربان بود و مادر ناتنى خود را فرشته مهربان خطاب مى كرد. پدرش به لحاظ كسب موقعيت بهتر زياد تغيير مكان مى داد اما آبراهام وقتى به سن قانونى رسيد ديگر همراه پدر جاى خود را تغيير نداد و به جاى آن سعى كرد با دو تن از دوستان خود يك شركت حمل و نقل تاسيس كند. او راهى شهر سيلم شد و آنجا مورد استقبال مردم قرار گرفت و تصميم گرفت به عنوان كانديداى شهر به شوراى قانونگذاران برود كه آن زمان در انتخابات پيروز نشد. در سيلم به كسب خود ادامه داد و به تدريج اوضاع بهترى پيدا كرد. دوست نزديك او «جان تاد استوارت» كه وكيل بود از او حمايت كرده و آبراهام را تشويق كرد كه حقوق بخواند و در ۱۸۳۴ توانست به مجلس قانونگذاران راه يابد. چهار دوره موفق را در مجلس قانونگذاران گذراند و با مطالعه زياد در حقوق توانست در ۱۸۳۶ در آزمون كانون وكلا قبول شده و پروانه وكالت بگيرد.
از آن زمان به بعد در دفتر حقوقى به كار مشغول شد و حتى در يك دفتر ديگر كار گرفت كه ۱۶۰ مايلى محل زندگى او بود. در نتيجه تلاش هاى زياد توانست در سال ۱۸۴۶ به كنگره وارد شود. در ۱۸۴۲ آبراهام با «مرى تاد» اهل كنتاكى ازدواج كرد و دوران زندگى مشترك او هنوز محل بحث و جنجال است پيروزى لينكلن در ورود به كنگره مصادف با زمانى بود كه جنگ مكزيك آغاز شد. اوضاع در كنگره وخيم بود ولى لينكلن سكوت اختيار كرد. وقتى ويليام ريچاردسون نماينده دموكرات ايلينويز لايحه اى داد كه مكزيك متخاصم است و بايد عقب رانده شود، لينكلن اين بحث را مطرح كرد كه مرزبندى با مكزيك بايد در جايى انجام شود كه نخستين خون در آن جا ريخته شده است. در ايالت او اين حرف پيچيد كه لينكلن وطن پرست نيست. هر چه كرد نتوانست كانديدا تورى ايالت خود را براى رياست جمهورى كسب كند. به نظر رسيد حيات سياسى او به پايان رسيده است و او به علم حقوق بازگشت.
در طول ۱۲ سال بعد كه لينكلن مشغول كار حقوقى بود ملت آمريكا وارد تنش هاى درونى شد. با شكست مكزيك قلمرو آمريكا گسترش يافت و به همان اندازه برده دارى زياد شد. جنوبى ها حق برده دارى را همه جا براى خود محفوظ مى شمردند اما براى شمالى ها اين مسئله اى اخلاقى و الزام دموكراتيك بود. در ۱۸۵۰ طرح برده دارى توسط داگلاس مطرح شد و به اين سو رفت كه به درخواست و نظر عمومى گذاشته شود. درگيرى بر سر اين لايحه بالا گرفت و مقدمات بازگشت لينكلن به دنياى سياست را فراهم كرد. به نظر او برده دارى به لحاظ اخلاقى، مدنى و سياسى اشتباه محض بود.در ۱۸۵۶ لينكلن حزب «ويگ» كه با آنها سياست را شروع كرده بود، ترك كرد و به جمهوريخواهان پيوست. حزب جمهوريخواه تازه تاسيس شده بود و لينكلن رهبرى حزب را در اختيار داشت و در نخستين كنوانسيون جمهوريخواهان هر چند قرار نبود در انتخابات شركت كند، اما راى خوبى براى كسب معاونت رئيس جمهور به دست آورد. در حالى كه داگلاس از ايلينويز خود را براى ورود به كنگره و انتخابات آماده مى كرد، لينكلن به اين انديشيد كه با او رقابت كند. بسيارى او را از اين كاربر حذر داشتند اما آبراهام معتقد بود مى توان با اين غول كوچك دست و پنجه نرم كرد. در آخر لينكلن رقابت را باخت اما چهره اى سراسرى در آمريكا شد و از همه ايالت ها دعوتنامه دريافت مى كرد كه برود و سخنرانى كند.در كنوانسيون جمهوريخواهان در ۱۸۶۰ كانديد اتورى براى رياست جمهورى را به دست آورد و جمهوريخواهان كه مى خواستند شكست ۱۸۵۶ را تلافى كنند از او حمايت كردند و لينكلن در انتخابات پيروز شد.
در چند ماه فاصله مانده تا ورود به مسند رياست جمهورى لينكلن كابينه قدرتمندى تشكيل داد تا تمام اهداف غرب را اجرا كنند. در نطق مراسم تحليف خود اعلام كرد كه با چند پاره كردن آمريكا مقاومت مى كند و برده بردارى را ريشه كن مى سازد. او دوران سختى را در پست رياست جمهورى پشت سر گذارد. راديكال هاى كنگره از او مى خواستند در عمليات نظامى موفق باشد و اعضاى كابينه خود را از ميان ژنرال ها انتخاب كند اما او با هوشيارى بحران ها را رد مى كرد و كتب علوم نظامى خواند تا با فن نظام آشنا شود.بسيارى بر ضد او بودند اما با حمايت مردم و وفاداران نظامى خود توانست دور دوم را نيز برنده شود و اعلام كرد كه جنوبى ها سر عقل بيايند و زخم هاى گشوده آمريكا را ترميم كنند. لينكلن مرد نفرت نبود و هيچ وقت از كسى متنفر نشد هر چند كه او را بسيار آزردند و به او خيانت كردند. تا آن جا كه توانست با برده دارى جنگيد و ريشه آن از بين برد. تمام هم و غم او اين بود كه اتحاد آمريكا حفظ شود و تاريخ هنوز نمى داند كه چرا در ۱۴ آوريل ۱۸۶۵ ترور شد و از دنيا رفت.

شنبه 1 اسفند 1383  منيع :  شرق

 




 

عکس روز

 


New Page 1

 

 

 

 

 

 

 

تمامي حقوق سايت حاضر محفوظ و متعلق به لينكستان ميباشد.
Copyright © 2003-2010 Linkestan.com, All rights reserved

 " استفاده از مطالب، فقط با ذکر نام و لينک کامل سايت مجاز است"

آدرس پستي: تهران - صندوق پستي 566/14515